لبات گلِ اناره
چشات دونهی بادوم
میرم قربون چشمات
یواش یواش و آروم
صورتتم که سیبه
چشات معجزه داره
موهاتم شبِ یلداست،
که انتها نداره
چه یلدایی بشه امشب
چه غوغایی بشه امشب
با خنده هات عزیزم
چه بلوایی بشه امشب
تو چشمات دو تا شمعه
که روشن میشن از اون
تموم تاریکیها
هم از تن و هم از جون
صدات به گرمی چای،
نقل و نباته حرفات
عجب قصه یی داریم
وقتی نباشه دستات
Δ